آلودگى هوا اگرچه به عنوان يك معضل سراسرى ذهن همه ما را تشويش مى كند اما واقعيت اين است كه اغلب ما خود نقش مهمى در آلودگى هواى شهرها داريم. نقشى كه اگرچه سهوى است اما منشأ آن مى تواند ناآگاهى ازنتيجه اعمالى باشد كه به آلودگى هوا مى انجامد. همه ما صحنه هايى را ديده ايم كه افراد مختلف براى گرم كردن موتور خودروى خود آن را در جا روشن نگه مى دارند. حال آنكه اين اتفاق نه تنها به زيان موتور خودرو است كه هوا را نيز آلوده مى كند. دكتر عبدالحسين بهروان، استاد دانشگاه در آلمان اين موضوع را به خوبى توضيح مى دهد و معتقد است تنها تفاوت ما و اروپايى ها در زمينه حفاظت محيط زيست، ميزان اندك «آگاهى» ما از كارهايى است كه محيط زيست را آلوده مى كند. اين گفت وگو را بخوانيد.
شما در آلمان فعاليتهايى در زمينه محيط زيست انجام داده ايد. با توجه به ۴۰سال زندگى در آلمان مى خواهم مقايسه اى داشته باشيد در مورد مشاركت هاى مردمى ايران و آلمان در زمينه حفاظت از محيط زيست.
ابتدا به موضوعى اشاره كنم كه به تازگى در مورد مردم آلمان خوانده ام كه نشان مى دهد آلمانى ها خودرو را بر چه اساسى مى خرند. امروزه براى مردم آلمان لوكس بودن، قيمت و قدرت ماشين در درجه اول قرار ندارد، بلكه اولين مسأله اى كه براى بيشتر آنها در مورد خريد ماشين مهم است همخوانى اين وسيله با محيط زيست است. ميزان آلودگى ماشين براى خريد تعيين كننده و مسأله مهمى است. اما در ايران واقعيت اين است كه مردم به دليل كمبود آگاهى به اين مسائل توجهى ندارند و فكر نمى كنند كه ضرر آلودگى هوا به خود آنها مى رسد.
در اروپا مردم ماشين ها را براى گرم شدن روشن نگه نمى دارند اما در ايران ماشين ها مدتها روشن مى مانند و بهانه مردم هم اين است كه موتور ماشين بايد گرم شود و خوداين موضوع يكى از عوامل آلودگى هواست. آيا اين مسأله در اروپا به مردم آموزش داده مى شود؟
ببينيد در مدت كوتاهى كه به ايران بازگشته ام بارها ديده ام كه مردم ماشين شان را مدت زيادى روشن مى گذارند تا موتور گرم شود. شما هواى تهران را ساعت پنج صبح و هفت مقايسه كنيد؛ تفاوت آلودگى در اين ساعات بسيار فاحش است. براى اينكه در ساعت هفت بيشتر مردم شروع به روشن كردن ماشين هايشان كرده اند. در حالى كه استدلالات علمى درستى اين موضوع را رد مى كند. انرژى هاى فسيلى مثل زغال سنگ و نفت و در نتيجه مشتقات آن مانند بنزين و گازوئيل مقدارى آب در داخل خود دارند كه به آن آب كوندنز مى گويند. وقتى موتور در جا كار مى كند آب كوندنز داخل موتور و اگزوز بيشتر مى ماند و باعث فرسايش بيشتر شده و در نتيجه عمر موتور را كمتر مى كند. در اروپا اين مسائل به مردم آموزش داده مى شود.با وجودى كه دماى هواى اروپا در زمستان قابل مقايسه باتهران نيست و حتى در اروپاى مركزى و شمالى به ۲۰ تا ۲۵درجه زير صفر هم مى رسد، اما به مردم آموزش داده مى شود كه بلافاصله پس از روشن كردن ماشين با دنده يك آرام حركت كنيد تا آب كوندنز بيرون بيايد و موتور آرام آرام گرم شود. اين سالم ترين روش براى موتور ماشين شماست. در صورتى كه به نظر مى رسد در ايران هنوز هم در عهد هندل به سر مى بريم و اين تفكر بر ما حاكم است كه اگر ماشين را خاموش كرديم بايد هندل بزنيم. به اين دليل تا آنجا كه جا دارد ماشين را بدون هيچگونه دليل علمى و منطقى خاموش نمى كنيم.
ببينيد با ساده ترين راهها مى توان مقدار زيادى از آلودگى هوا راكاست و هيچ هزينه اى هم ندارد، فقط بايد مردم را آگاه كرد كه در جا كار كردن ماشين شان به زيان خودشان و محيط زيست است. اين واقعيت بخصوص در مورد كاميونها و اتوبوسها و كاميونت هاى قديمى بسيار صادق است. بخصوص كه اگر به ايستگاهها و گاراژهاى مختلف سربزنيد خواهيد ديد كه تمام اين ماشين ها بدون دليل حتى ساعتها در جا با موتورهاى روشن مشغول آلوده ساختن محيط زيست و ضايع كردن منابع طبيعى ميهن ما هستند و ضرر آنچه از نظر سلامت و چه از نظر اقتصادى ابتدا متوجه راننده مى شود. بايد هرچه زودتر راننده ها از اين واقعيت آگاه شوند و بلافاصله در جا كار كردن خودروها ممنوع شود و حتى براى آن جريمه محسوس تعيين شود. در اين رابطه مسأله قابل بيان ديگرى هم هست و آن اينكه چرا در ايران خودروهاى سوارى جديد با موتور ديزل وجود ندارد در حالى كه تكنيك موتورهاى ديزل بدين صورت است كه ميزان سوختشان خيلى كمتر و حتى گاهى تا حدود نصف موتور بنزينى مى باشد. بيان اين واقعيت به اين دليل لازم است كه در دهه اخير تمام كارخانجات ماشين سازى معتبر دنيا مانند بنز، بى ام و، فولكس واگن، فورد، جنرال موتور، پژو، رنو، سيتروئن و... ماشين هاى سوارى و جيپ با موتور ديزل به بازار عرضه كرده اند كه ميزان سوخت آنها خيلى كمتر از موتورهاى بنزينى است. گران بودن قيمت سوخت و زيان رسانيدن آن به محيط زيست و به خود انسانها مردم اروپا بيشتر به خريد خودرو باموتور ديزل روى آورده اند.
همواره در ايران تصور اين است كه موتورهاى ديزلى بيش از موتورهاى بنزينى آلودگى ايجاد مى كنند در حالى كه امروزه در اروپا بيشتر ماشين هاى سوارى هم با سوخت گازوئيل كار مى كنند آيا تدابير خاصى براى جلوگيرى از آلودگى هوا در آنجا انديشيده شده است؟
احتراق در موتورهاى بنزينى با جرقه شمع انجام مى گيرد، در صورتى كه موتورهاى گازوئيلى فاقد شمع هستند و احتراق در اثر فشار زياد انجام مى گيرد. اين تفاوت احتراق و طرز كار متفاوت موتورهاى گازوئيلى ميزان مصرف موتور را خيلى كمتر مى كند، البته به خاطر پيشرفت تكنيك موتورهاى ديزلى كه امروزه به بازار عرضه مى شوند مانند موتورهاى ديزل سى چهل سال قبل نيستند؛ نه آنگونه دود دارند و نه سروصدا، به گونه اى كه اين موتورهاى گازوئيلى نسل جديد از هر جهت قادر به رقابت با موتورهاى بنزينى هستند.
قيمت سوخت هم مسأله مهمى است و ارزان بودن سوخت در ايران باعث مى شود مردم به راحتى ماشينهاى خود را مدتها روشن نگه دارند.
دقيقاً مسأله قيمت سوخت مسأله مهمى است. به طورى كه در دو دهه گذشته همواره در اروپا بر سر آن بحث بوده و الآن در آنجا بنزين و گازوئيل تقريباً قيمت يكسان دارند، از قرار هر ليتر حدود ۱۳۰۰ - ۱۲۰۰ تومان . ناگفته روشن است كه در اروپا درآمد مردم خيلى بالاتر از درآمد در ايران است و به همين دليل نمى گويم كه در ايران هم قيمت هر ليتر سوخت اتومبيل بايد ۱۳۰۰تومان شود ولى وقتى كه قيمت هر ليتر آب تقريباً شش برابر يك ليتر گازوئيل باشد، من ماشينم را ساعتها روشن نگه مى دارم كه در جا كار كند و خرج سنگينى هم برايم ندارد. در صورتى كه اگر اين قيمت بالا برود ما مجبور هستيم در اين باره فكر كنيم و مجبور مى شويم ماشين مان را بدون دليل روشن نگه نداريم. به اين موضوع بايد از جنبه ديگرى هم دقت كردو آن محدود بودن مواد فسيلى است كه تمام شدنى است. براى مثال مسجدسليمان ما اكنون به يك موزه چاههاى نفتى تبديل شده است.
شما به ميزان آلودگى توسط ماشين ها تأكيد داريد از همين رو مى خواهم بحثى را هم راجع به ماشين هاى تك سرنشين داشته باشيم. در اروپا تقريباً همه مردم ماشين دارند اما عده كمى از آنها با ماشين شخصى خود دنبال كارهاى شخصى هستند يا به محل كارشان مى روند و بيشتر از وسايل نقليه عمومى استفاده مى كنند. در ايران يكى ازتفريحات مردم پرسه زنى با ماشين در خيابانهاست، آنها براى اينكه ماشين ها بى جهت به خيابان نيايند چه مى كنند؟
مترو، دوچرخه و وسايط نقليه عمومى ديگر از عمده وسايط مورد استفاده مردم است و پياده روى هم براى مسيرهاى كوتاه در اروپا بسيار مشهود است. واقعيت قضيه آگاهى مردم است. مردم آگاه شده اندكه اگر بى جهت در شهر ماشين برانند ضررش از نظر آلودگى هوا هم به خودشان و هم به كل جامعه مى رسد. اين آگاهى كه مى گويم قبلاً در آنجا هم وجود نداشت و طى دو دهه اخير كه مسائل محيط زيست حاد شده است به وجود آمده ما هم مى توانيم با نوشتن مقالات و آموزش در راديو و تلويزيون مردم را به فكر واداريم تا بخش عظيمى از مردم ما هم مانند اروپاييان از وسايل رفت و آمد عمومى استفاده كنند.
امروز وجود ماشين هاى فرسوده در ايران يك معضل است كه از آن به عنوان بزرگترين عامل آلودگى هوا نام برده مى شود فكر مى كنيد در اين مورد چه كارهايى بايدانجام گيرد؟
پيكان در هر صد كيلومتر ۱۶ تا ۱۸ليتر بنزين مى سوزاند در حالى كه يك گلف يا اتومبيل ژاپنى يا فرانسوى يا هم قطار جديد اين ماشين امروزه ۶ ليتر مى سوزاند. كارخانجات فولكس واگن ماشينى ساخته اند به نام لوپو كه فقط سه ليتر مى سوزاند. اين به آن معنا است كه ما بايد ۱۲ليتر از اين بنزين پيكان را با ريه هايمان تصفيه كنيم. اين يك تكنيك كاملاً كهنه است كه در كشور ما وجود دارد. در اروپا محال است كه به اين ماشين ها اجازه يك متر حركت بدهند. همين پاترول ها در صد كيلومتر ۲۶ليتر مى سوزانند. اگر اين ماشين را بخواهيد در اروپا سوار شويد اصلاً ورشكست مى شويد. تكنيك پژوRD به سال۱۹۷۰ برمى گردد. در اروپا و آمريكا سعى مى كنند روزانه مقدار سوخت و آلودگى هوا را كاهش دهند. اين كار با مدرن كردن تكنيك موتور و باكار گذاشتن فيلترهاى تصفيه و كاتاليزاتور روى ماشين انجام مى گيرد. در آنجا ديگر نمى توانيد ماشين بدون فيلتر و كاتاليزاتور بفروشيد. همان گونه كه اشاره شد براى مثال ماشين هاى پيكان حدود ۱۸ليتر بنزين در ۱۰۰كيلومتر مصرف مى كنند. با توجه به اين واقعيت كه امروزه سيستم موتورهاى جديد با كيفيت بى اندازه بهتر از اين پيكان فقط ۵ يا ۶ ليتر مصرف دارند. اگر به اين نتيجه برسيم كه با جا به جايى اين تكنيك صاحب پيكان امروز دارد سه برابر آنچه بايد بپردازد، خرج مى كند يعنى در واقع دارد به جاى يك ليتر، سه ليتر مى سوزاند. به عبارت ديگر دارد به جاى ۸۰ تومان ۲۴۰تومان مى پردارد. اين در مورد غالب اتومبيل هاى ما با سيستم كهنه صادق است. حالا تصور كنيم كه اين سيستم ها را با موتورهاى مدرن جابه جا كنيم كه آنگاه ديگر احتياج به سوبسيد دولتى هم نيست.
براى كسى كه در ايران ماشين فرسوده دارد تقريباً غيرممكن است كه آن را عوض كند چون هزينه زندگى اش را با آن تأمين مى كند. آيا در اروپا كه مردم از هر چند سال ماشين خود را عوض مى كنند تسهيلات ويژه اى از دولت مى گيرند؟
بله. اگر ماشين جديدى كه شما مى خريد مطابق با آخرين تكنيكهاى روز از لحاظ كم بودن ميزان آلودگى و مصرف باشد، دولت براى تشويق شما و كارخانه خودروسازى چهار سال شما را از پرداخت ماليات معاف مى كند. در اروپا بعداز گذشت ۴سال بايد سالى حدود ۴۵۰يورو براى ماشين ماليات بدهيد. اين را هم بگويم ماشينى كه ۷ يا۸ ساله باشد در آنجا ديگر قيمت زيادى ندارد.
اجازه بدهيد از بحث آلودگى هوا توسط ماشين ها خارج شده و نظر شما را در مورد عوامل ديگرى كه در آلودگى محيط زيست تأثيرگذار هستند بپرسم؟
به اين مسأله هم مى توان اشاره كرد كه يكى ديگر از چيزهايى كه نقش بزرگى را در آلودگى محيط زيست بازى مى كند، گرم كردن خانه هاست كه آن هم غالباً با مواد فسيلى انجام مى گيرد. در اروپا اين موضوع بسيار امر مهمى است و با دستگاههاى مدرنى كه آورده اند سعى مى كنند ميزان سوخت و ميزان آلودگى را كه از لوله هاى بخارى خارج مى شود حتى المقدور پايين بياورند. كمتر خانه اروپايى مى بينيند كه بر روى شوفاژهايشان يك دستگاه تنظيم كننده حرارت وجود نداشته باشد. شما تنظيم كننده (ترموستات) را روى درجه خاصى مى گذاريد، وقتى گرما به آن درجه رسيد هم شوفاژ خاموش مى شودو هم مركز موتورخانه. در ايران در هيچ خانه اى چنين چيزى را نديده ام.
كارخانه ها هم سهم عمده اى در آلودگى هوا دارند كه در ايران كم به آن توجه مى شود. مسأله مهم ديگر حفاظت از آبهاست. در اروپاى مركزى ميزان بارش باران بين ۸۰۰ تا هزار ميلى متر در سال است در حالى كه متوسط ميزان بارش در تهران حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ ميلى متر و در اصفهان ميزان بارش باران حدود ۱۵۰ تا ۲۵۰ ميلى متر در سال است. با اين همه در اروپا كه ميزان بارش برف و باران بسيار زياد است باز دائم مردم را آگاه مى كنند كه آب كم مصرف كنيد و سعى كنيد آن را كم هدر دهيد. براى مثال دستگاههاى ماشين شويى ، سيستم آب يك سيستم مداربسته است يعنى آب داخل فاضلاب نمى ريزد، جمع مى شود، تصفيه مى شود ، آلودگى اش را مى گيرند و دوباره همان آب را براى شستن ماشين مصرف مى كنند. اما با وجود اينكه آب در فرهنگ ايرانى مقدس است هيچ توجهى به آن نمى شود.
براى مثال سيستم آبيارى ما هنوز به شش هزار سال پيش باز مى گردد؛ آب را در كرتهاى پر از شن و خاك مى ريزيم كه چهار تا درخت به بار بنشيند. در حالى كه سيستم آبيارى مدرن، آبيارى قطره اى است و تصحيح اين كارها زياد سخت نيستند. لوله هايى كه پاى درختها مى روند از جنس لاستيك و يا پلاستيك هستند و توجه به اين كه اين مواد از فرآورده هاى نفتى مى باشند ما به راحتى مى توانيم اين لوله ها را توليد كنيم و با مدرن كردن سيستم آبيارى مان اين مسأله حياتى را بهبود بخشيم. براى من غيرقابل تصور است كه دركشور ما با وجود كمى آب و بارندگى اين همه كم دقتى در مورد آب وجود دارد.
انرژى فسيلى تأثير مستقيمى بر گازهاى گلخانه اى دارد، چه اقداماتى در اروپا انجام شده تا اين تأثير به حداقل برسد؟
ما در اثر سوزاندن انرژى فسيل گازهاى گلخانه اى را زياد مى كنيم، مجموعه سوخت هاى فسيلى، گازهاى گلخانه اى را تشكيل مى دهند كه محيط زيست را گرم مى كنند و عملاً در چندسال اخير سطح حرارت كره زمين بالا رفته است و بخشى از توفان هاى وحشتناك و سيل آبهاى عظيم كه الآن در دنيا به وجود آمده بر اساس نظر متخصصان هواشناسى براثر بالارفتن درجه حرارت كره زمين است. در اروپا و آمريكا روى اين مسأله خيلى تحقيق مى كنند و سعى مى كنند تا آنجا كه ممكن است جلوى آلودگى را بگيرند . آنها روز به روز بيشتر به انرژى هاى آفتاب، باد و آب كه در طبيعت وجود دارند روى آورده اند و دراين راه بسيار زحمت مى كشند و پيشرفتهاى زيادى هم به دست آورده اند. در اروپاى شمالى و اروپاى مركزى كه ميزان آفتابش نسبت به كشور ما بسيار كم است به سولار روى آورده اند يعنى از اشعه آفتاب براى گرم كردن آب و توليد برق استفاده مى كنند و هركس سولار روى پشت بام خود بگذارد دولت به او سوبسيد مى دهد. الآن مسأله دنيا استفاده از انرژى هاى آلترناتيو مثل آفتاب و آب و باد است. حتى در مورد گرماى زمين كار مى كنند كه در مركز كره زمين وجود دارد. ما در اكثر مناطق ايران از ۳۶۵ روز بيش از ۳۰۰ روز آفتاب داريم. تكنيك سولار امروز بسيار پيشرفت كرده است. راندمان و نيرويى كه امروز سولار دارد اصلاً قابل مقايسه با ۱۰ سال پيش نيست و استفاده از آن هم خيلى ساده شده است. با وضعيت جوى كه در ايران هست پشت بام هيچ خانه اى نبايد بدون سولار باشد. بانصب سولار مى توانيم تمام آب گرم دوش و شوفاژمان را با هزينه بسيار ناچيزى تأمين كنيم و از سوزاندن انرژى هاى فسيلى جلوگيرى كنيم. در آن ديار به دانشگاهها هم خيلى كمك مى شود تا دراين موارد تحقيقات گسترده انجام دهندو پروژه هاى خوبى از طرف دولت براى تحقيق به آنها داده مى شود. با يك حساب سرانگشتى مى توان پى برد كه استفاده از انرژى هاى آلترناتيو و سولار تاچه حد از آلودگى هوا مى كاهد مثلاً درنظر بگيريد همه شوفاژهاى تهران خاموش باشند. البته اين امر از امروز به فردا ميسر نيست ولى در مورد ماشين ها كه صحبتش را كرديم خيلى سريع مى توان عمل كرد. به نظر من هيچ دليلى وجود نداردكه ما از اين تكنيك هاى مدرن استفاده نكنيم و آن را به كشورمان نياوريم. همه مى دانيم كه دولت بنزين را با چندين ميليارد سوبسيد وارد مى كند.
در بين صحبت هايتان تأكيد زيادى براى آگاهى دادن داشتيد ، وقتى صحبت از آگاهى دادن مى شود بى درنگ نقش رسانه ها به ذهن مى رسد، اما واقعيت اين است كه در ايران مطبوعات مخاطب محدودى دارند و مردم بيشتر به رسانه هاى ديدارى گرايش دارند. من مى خواهم بپرسم در زمينه آگاهى دادن چه تفاوتهايى بين كشور ما و اروپا وجود دارد؟
واقعيت اين است كه اروپايى ها خيلى بيشتر از ما مطالعه مى كنند. همه ما مى دانيم كه در ايران كمتر خانواده اى بچه ها را به مطالعه عادت مى دهند. در آنجا هم كتابهاى خوب براى كودكان وجود دارد و هم پدر و مادرها در هنگام خواب شب در كنار گهواره كودكشان مى نشينند و براى او قصه مى خوانند. خود بچه هم كه شروع به خواندن و نوشتن كرد كتابهاى خوبى وجود دارد كه او را تشويق به خواندن مى كند. از آنجا كه بحث امروز ما مربوط به اين موضوع نيست من آن را زياد باز نمى كنم. نقش آگاهى دادن را در اروپا هم مطبوعات و هم راديو و تلويزيون برعهده دارند. مسأله اى هست كه من بايد حتماً به آن اشاره كنم؛اروپاييها و آمريكاييها نه از ما با هوش تر و نه بهتر و نه شريف ترند، صحبت اين جاست كه در اروپا و آمريكا به قدرى قوانين را در اين موارد سخت كرده و اجرا مى كنند كه هركسى مجبور است آنها را رعايت كنند براى مثال در اروپا اگر شما از چراغ قرمز رد شويد بلافاصله حدود ۲۴۰هزار تومان از شما جريمه مى گيرند. دوربين هاى بسيار مدرن و با كيفيت درهرنقطه از شهر نصب شده است كه خطاهاى شما را ثبت مى كنند و به ازاى هرخطا سه پوئن منفى براى شما در نظر گرفته و براى مدت يك ماه گواهينامه شما را مى گيرند و درصورت تكرار خطا يك سال گواهينامه شما را مى گيرند و شش پوئن منفى ديگر مى دهند. در صورت تكرار دوباره شما بايد دوباره همه مراحل امتحان رانندگى را از سربگذرانيد و حتى امتحان روانشناسى از شما مى گيرند . قوانين را به قدرى سخت كرده اندو اجرا مى كنندكه شما حس كنيدو دردتان بيايد. در آمريكا قوانين راهنمايى و رانندگى حتى سخت تر از اروپا هم هست به همين علت است كه در آمريكا از همه جا آرام تر و بى دغدغه تر ماشين مى رانيد براى اين كه هر آمريكايى مى داند در صورت خطاى فاحش بخش قابل توجهى از حقوق ماهيانه اش را بايد براى جريمه اين خطا بپردازد. به عبارت ديگر مردم جهان به گونه اى مثل همديگر هستند ولى آنها با قانونگذارى فوق العاده مشكل و دندان شكن و اجراى آن كارى كرده اند كه جلوى خطاها را تاحد قابل توجهى گرفته اند. حداكثر سرعت در غالب اتوبانهاى آمريكا ۱۱۰ كيلومتر است و در غالب كشورهاى اروپايى ۱۲۰ تا ۱۳۰ كيلومتر مى باشد.
خيلى ها معتقدند كه ما از نظر تكنولوژى ، صنعت و حتى فرهنگ از اروپا خيلى عقب تريم اما واقعيت اين است كه در اروپاى امروز هم بحث آموزش و آگاهى همواره پابرجاست. چنان كه من شنيده ام در آن جا در بهترين زمان كه مردم زيادى پاى تلويزيون نشسته اند برنامه هاى آموزشى زيست محيطى و راهنمايى و رانندگى پخش مى شود.
اين يك واقعيت است كه در آلمان ساعت ۱۹ تا ۲۱ كه اخبارهاى اصلى پخش مى شود بيشتر مردم هم به خانه برگشته و پاى تلويزيون نشسته اند، براى مثال برنامه اى با نام (حس هفتم ) پخش مى شود كه اين برنامه مسائل مربوط به راهنمايى و رانندگى را آموزش مى دهد.
+ نوشته شده توسط حميد رضا عسگري نژاد در دوشنبه 16 آبان1384 و ساعت
19:38 |