كوهپايه شهري است متعلق به استان پرآوازهايران؛ اصفهان. شهري در دل كوير لوت
شهري محروم با مردماني مهربان. اين شهر كويري ايران بيمارستاني دارد كه اكنون فقط به عنوان زايشگاه از آن استفاده ميشود، و همانند شهرش محروم حتي از وسايل اوليه پزشكي. اين بيمارستان 50 سال پيش با كمك شادروان « قدرتاله بهروان» احداث شده است حالا پسر وي «دكتر عبدالحسين بهروان» پس از 40 سال دوري از ميهن به ايران بازگشته و قصد بازسازي آن را دارد تا اين بيمارستان را به عنوان پايگاه درمان بيماران تهيدست توسط پزشكان انساندوست آلماني تبديل كند.
نياز 150 ميليوني براي بازسازي و تجهيز بيمارستان
شايد پس از اولين حضور پزشكان سازمان اينترپلاست آلمان بود كه دكتر بهروان را بر آن داشت تا اين بيمارستان كوهپايه را كه با كمك پدرش احداث شده بود، بازسازي كند تا هرگاه خواست از اين پزشكان براي حضور در ايران دعوت كند با مشكلات كمتري روبهرو شده و همه ايرانيان هم پايگاه اين پزشكان را بشناسند. دكتر بهروان دو سال است به ايران بازگشته و در اين مدت موفق شده است چهار تيم پزشكي را از آلمان به ايران بياورد تا جراحيهاي رايگان بر روي بيماران تهيدست انجام دهند. او در مورد بيمارستان كوهپايه ميگويد:« اكنون اين بيمارستان تنها به عنوان زايشگاه استفاده ميشود و هنوز سرپاست اما بايد تعميرش كرد. اين بيمارستان نياز به اتاق جراحي دارد كه هرگز نداشته و وسايل مورد نياز را هم بايد تهيه كرد. چند ماه پيش كه دو پزشك متخصص زنان و زايمان را دعوت كرده بودم و در آن بيمارستان مستقر بودند با بخشدار و شهردار شهر و همچنين فرماندار اصفهان صحبت كرديم و حتي فرماندار قولي داد كه حدود 7 تا 10 ميليون براي بازسازي بيمارستان كمك كند. البته خرج اين بيمارستان بيش از اينهاست و من فكر ميكنم حدود 150 ميليون براي بازسازي و خريد وسايل نياز است اما مسأله اينجاست در مدت سه ماهي كه من در آلمان بودم هيچ اقدامي صورت نگرفته است و به نظر اين بيماري كشور ماست.»
از مردم كمك ميگيريم
اما دكتر بهروان به همين سادگي دستبردار نيست او قصد دارد چند هفته ديگر به آنجا رفته و كاربازسازي را شروع كند و از تخت و پتوي بيمار گرفته تا تخت جراحي و چراغهاي جراحي را با مدرنترين وسايل تجهيز كند و در همين رابطه با دوستان آلمانياش هم تماس گرفته و آنها هم قولهايي را به او دادهاند.
دكتر بهروان كه اميد فراواني به وعده مسؤولان دارد، ميگويد:«خيلي اميدوارم و خودم هم امكاناتي دارم كه در اختيار اين كار قرار خواهم داد. مصمم هستم كه كار بازسازي و تجهيز اين بيمارستان را دنبال كنم و مركزيتي بوجود آورم كه بتوانم از اين طريق تيمهاي پزشكي زيادي را به ايران بياورم. علاوه بر اينها نبايد مردم خير را فراموش كنيم و من از مردمي كه امكانات مالي دارند كمك خواهم گرفت.»
او در همين رابطه گامهايي هم برداشته و با يكي از دوستانش طرحي را ريختهاند تا هر كسي گوشه كار را بگيرد مثلا خيران صنعتگر تهويه بيمارستان را درست كنند و هركسي قسمتي از كار را به عهده بگيرد. دكتر بهروان اميدوار است تا با اتمام كار بازسازي و تجهيز بيمارستان كوهپايه، كارساخت بيمارستانهاي ديگر در شهرهاي محروم ايران را با همراهي خيرين آغاز كند.
او كه سالها خارج از ايران زندگي كرده در مورد رفتارها و منش اروپائيان در اين گونه موارد ميگويد: «اروپائيان در حادثه سونامي و بم به طور وسيعي كمك كردند و الان اطلاع دارم كه كمكهاي فراواني هم به پاكستان ميكنند و اين جزو منششان است اما ما بايد توجه كنيم كه ايران كشور تهي دست و فقيري نيست و خيلي از مردم ايران امكانات مختلفي دارند كه بايد دنبال آنها باشيم تا همانطور كه سر قضيه بم كمك كردند براي ساخت و بازسازي بيمارستانهاي مناطق محروم هم كمك كنند. در نهايت اگر ديديم محتاج شديم از سازمانهاي بينالمللي هم براي بازسازي اين بيمارستان كمك ميگيريم.»
رابطه دوستي عامل حضور پزشكان آلماني
در تمامي گفتوگوهايي كه پزشكان سازمان اينترپلاست آلمان با مطبوعات ايران داشتهاند، حضور خود را در كشورهاي مختلف منوط به تهيدست بودن و نداشتن امكانات اوليه پزشكي ذكر كردهاند اما واقعيت اينجاست ايران نه كشور فقيري است و نه از امكانات اوليه پزشكي محروم است. پس علت حضور اين پزشكان در ايران چه ميتواند باشد؟
«دكتر اندره بورشه رئيس سازمان اينترپلاست و از جراحان زبردست آلمان است كه دو سال و نيم پيش هم از دست رئيس جمهوري اين كشور عاليترين نشان لياقت را گرفت. او دوست خانوادگي من است و حتي من شهود ازدواج ايشان بودم. در سالهايي كه نميتوانستم به ايران بيايم و ميديدم كه اينها براي جراحي رايگان به كشورهاي مختلف سفر ميكنند همواره اصرار ميكردم كه بايد به ايران هم بياييد از همينرو پس از بازگشت به ميهن دنبال كار را گرفته و اولين تيم را به سرپرستي دكتر اندره بورشه به ايران آوردم و فكر ميكنم فقط براساس رابطه دوستي است كه ميتوانم تيمهايي را به ايران بياورم.»
دكتر بهروان اينها را كه ميگويد در مورد رابطه ارائه گزارش مثبت از جانب تيم اول در كنگره سازمان اينترپلاست و حضور تيمهاي بعدي صحبت كرده و تاكيد ميكند: «شايد اگر آن گزارش مثبت ارائه نميشد ديگر موفق نميشديم هيچ تيمي را به ايران بياوريم و اكنون هم دائم با دوستانم در آلمان بحث داريم و آنها ميگويند؛ ايران كه امكانات اوليه پزشكي دارد پس چه لزومي است كه ما به ايران بياييم و تاكنون من متقاعدشان كردهام كه امكانات در ايران هست ولي كساني كه شما جراحيشان ميكنيد تهيدست هستند و براي درمان پول ندارند.»
هر چه ميتوانيد، بنويسيد
دكتر بهروان حالا كمي با هيجانتر و آشفتهتر سخن ميگويد: «هر چه ميتوانيد، بنويسيد و هشدار دهيد. من هرگز تصور نميكردم اين همه سوختگي در ايران باشد و اين حتي براي دوستان من هم تعجبآور بود كه چرا اين همه سوختگي در ايران وجود دارد. مثلا در كشوري مثل هند وجود سوختگيهاي زياد عجيب نيست چراكه در برخي از ايالتهاي آن كشور خودسوزي دختران بسيار بالاست ولي در ايران كه اين كمتر است با اين حال به قدري سوختگيهاي وحشتناك داريم كه هرگاه در مورد آنها فكر ميكنم چهره تكتك بيماران جلوي چشمانم ميآيد و به همين خاطر من از شما مطبوعاتيها خواهش ميكنم هرچه ميتوانيد، بنويسيد و به خانواده ها هشدار دهيد كه از سماور، چراغ علاءالدين و آبجوش و... كه جز خطرناكترين عوامل سوخت كودكان و حتي بزرگسالان است را با احتياط و ايمني لازم استفاده كنند.بايد دقت كرد جراحي كه اين بيماران را درمان ميكند هر چه هم حاذق باشد توان محدودي دارد و هرگز نميتواند سوختگيها را طوري درمان كند كه به حالت اوليه بازگردند.»
احساس نزديكي به مردم
با اين كه دكتر عبدالحسين بهروان سالها در آلمان به عنوان استاد دانشگاه تدريس كرده است و پس از برگشت به ايران به راحتي ميتوانست كارش را در دانشگاههاي ايران ادامه دهد اما خود ميگويد: «با دعوت از تيمهاي پزشكي به ايران و درمان مردم تهيدست احساس نزديكي بيشتري به مردم ميكنم تا اين كه بروم و در دانشگاه مثلا يك كار روشنفكري انجام دهم.»
او پزشكان ايراني را هم دعوت به تشكيل شعبهاي از سازمان اينترپلاست در ايران ميكند و خود حاضر است تمامي كارهايش را انجام دهد: «چون من پزشك نيستم، نميتوانم پيشگام شوم، اما از خود ميپرسم مگر ميشود در ايران كه سالها مهد فرهنگ و هنر بوده پزشكاني نباشند كه چنين فعاليتهايي انساندوستانه را بكنند از همينرو از همه پزشكان نيكوكار ايراني دعوت ميكنم تا از طريق روزنامه ايران با من تماس بگيرند تا شاخهاي از سازمان اينترپلاست را در ايران هم تشكيل داده و بدين ترتيب محرومان از درمان را نجات دهيم.»

