حالا چند روزی است بیکاری لبه تیز رنده اش را بر گلویم می فشارد و من مبهوت که چه باید کرد در این وانفسای زندگی. روبرو با فضایی مسموم و آلوده مسمومت می کند و تو می مانی که چه باید کرد. از طرفی هم خبرهای خوبی از منصور به گوش نمی رسد عصر که با همسرش صحبت می کردم می گفت: پیش قاضی پرونده رفتم اما هیچ نتیجه ای نگرفتم. می گفت: شنیده ام منصور شدیدا زیر فشار است.
راستش من نمی دانم در این مملکت چه خبر است منصوری که صرفا برای احقاق حقوق کارگران تلاش می کرد چرا باید در اوین باشد، منصوری که کاری به سیاست نداشت و فقط معتقد به خواسته های صنفی بود امروز در گوشه ای از اوین فقط زنده است نه این که زندگی کند.
+ نوشته شده توسط حميد رضا عسگري نژاد در شنبه 10 دی1384 و ساعت
19:39 |

