از 18 نفر اخراجي اعضاي سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه 12 نفرشان حكم بازگشت به كارگرفته و كار خود را از سر گرفتند.
«مصطفي نوريان» مدير عامل شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در مصاحبهاي كه چندي پيش با روزنامه صاحبقلم داشت اين افراد را معلوم الحال و داراي پروندههاي تخلف فراوان اعلام كرده بود.
اما اين افراد از جمله رئيس هيأت مديره سنديكاي كارگران حكم بازگشت به كار خود را دريافت كردهاند و چند هفتهاي است كه به كار مشغول شدهاند.
«منصور اسالو» رئيس هيأت مديره سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران وحومه است كه محبوبيت فراواني هم در بين اعضاي سنديكا دارد. شايد اين محبوبيت به شخصيت عملگراي وي برميگردد. اسالو كمتر شعار ميدهد و بيشتر عمل ميكند. با او در مورد چگونگي بازگشت به كار اخراجيها و شايعات پس از آن به گفتوگو نشستيم.
آقاي اسالو با توجه به حرف و حديثهايي كه بود و با توجه به مواضع مديرعامل شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه، تصور اين كه شما و ديگر اخراجيها دوباره كار خود را از سرگيريد، مشكل بود، چه اتفاقي افتاد كه شما سركار بازگشتيد؟
بازگشت به كار ما فرآيند پيچيدهاي را طي كرد؛ اول بايد بگويم كه از 18 نفر سنديكايي اخراج شده تا اين تاريخ كه من با شما گفتوگو ميكنم هنوز شش نفر به اسامي آقايان علياكبر پيرهادي- حسن كريمي- ناصرغلامي- سيد بهروز حسيني امير تأخيري و حسن محمدي به سر كار بازنگشتهاند.
مسأله اخراج ما كارگران عضو سنديكا تبديل به يك مسأله ملي وجهاني شد و گروهها و تشكلهاي زيادي هم در داخل كشور و هم در مجامع بينالمللي به اين اخراجها اعتراض كردند.
اين تشكلها كدام بودند و چه تأثيري در روند بازگشت به كار شما داشتند؟
از جمله تشكيلات كنفدراسيون عمومي سنديكاهاي آزاد كارگري مشهور به (ICFTU) با بيش از 143 ميليون كارگر عضو اتحاديههاي جهاني كارگري (ISWF) با 430 ميليون نفر عضو و اتحاديههاي آزاد كارگري و سنديكاي كارگري كشورهاي بزرگ مثل اتحاديه عمومي كارگران انگلستان- اتحاديه سنديكاهاي سراسري فرانسه C.G.T – اتحاديههاي سراسري كارگران كانادا- و فدراسيون سراسري سنديكاهاي كارگري صنعت حمل و نقل جهان: (IFT) و سازمان جهاني كار (I.L.O) كه آقاي خوان سواياما دبيركل محترم اين تشكيلات جهاني كه مهمترين زيرمجموعه سازمان ملل متحد U.N است. آقاي خوان سواياما دبير كل اين تشكيلات در ملاقات حضوري با آقاي خاتمي رئيسجمهوري وقت و نامهنگاري و ارسال ايميل و پذيرش نمايندگان سنديكاي كارگران شركت واحد مثل آقاي مددي، شهسواري، زادحسين و ديگران در هتل استقلال تهران و اعتراض سراسري به اخراج كارگران سنديكايي باعث شد مسؤولان امور به مسأله با جديت بيشتري بنگرند و از سوي ديگر اتحاد كارگران شركت واحد و رشد و آگاهي قانوني و حقوقي آنان و پيوستن آنها به سنديكا به قدرت كارگران و سنديكا افزود، در نتيجه تعامل و گفتوگو بين نمايندگان سنديكا و مسؤولان امنيتي – نظامي – اداري در سطوح مختلف به وجود آمد و نهايتاً با توافقاتي قرار شد اخراجيها بدون قيد و شرط به سركارهايشان برگردند و تمام دستمزد و حقالسعي و حقوق و مزاياي دوران بيكاريشان را بگيرند. همچنين در مذاكرات نهايي در ستاد فرماندهي نيروهاي انتظامي تهران بزرگ توافق شد، پيرامون انحلال شوراها از مجراي قانوني و با نظرسنجي كارگران، مباحث و تلاشها ادامه يابد. تكيه بر ماده 12 قانون شوراي اسلامي كار خصوصاً و تبصره يك اين ماده قانوني مشخص كننده راهكار در پيش گرفته شده براي رسيدن به اين هدف كارگران است. همچنين درخواست كاملاً قانوني كارگران دال بر آنكه 150 ريال سهم شورا از حقوق ماهيانه آنها كسر نشود كه به سطحي وسيع اين درخواستها در حال تهيه و ارسال به اداره مالي مركزي شركت واحد است. طبق قانون شوراهاي اسلامي كار- شوراها الزام دارند كه هر سال يكبار مجمع عمومي را تشكيل دهند و كارگران را دعوت كنند. بيلان كاري مالي - اداري- بدهند و نظريات، پيشنهادات و انتقادات كارگران را بشنوند و بدانند كه در شركت واحد اين كار در طول 14سال گذشته انجام نشده است. كمي از موضوع سؤال شما خارج شدم، اما چون در مذاكرات در دفتر سردار طلايي توافق شده بود گفتم.
آيا در مقابل مذاكرات انجام شده، شما متعهد به انجام كاري شدهايد؟
هيچ تعهدي. فقط توافق كرديم كه براي رسيدن كارگران به حقوق عقبمانده و درخواستهايشان كه سالها معطل مانده و به دليل نداشتن نماينده واقعي كه همانا سنديكاهاي كارگري است و شديداً انباشته شده و به مرز انفجار رسيده است، از مجاري حقوقي، گفتوگو، جمعآوري امضاء، سخنراني، بحثهاي اقناعي و مطرح كردن نيازها از سوي سنديكا و مديريت شركت در شوراي شهر، شهرداري، دولت و ديگر مراكز اصلي تصميمگيري اقدام كنيم و نسبت به تغيير و اصلاح اساسنامه شركت واحد كه مربوط به سالهاي 1335 تا 1339 است اقدام كنيم چرا كه با اين اساسنامه نميتوان بحرانها و نيازهاي پرسنل شركت واحد را حل كرد. اين است كه در يك تعامل عاقلانه و روراست درصدد بالا بردن آگاهي كارگران نسبت به مشكلات و موانع موجود هستيم. همانطور ارائه پيشنهادات و راهكارها و بسيج خرد جمعي براي حل مشكلات و استفاده از افكار ديگر بخشهاي مسؤول و علاقهمند جامعه نسبت به مسائل كارگري، خصوصاً كارگران شركت واحد، براي پيدا كردن راهحلهاي بهتر و كمهزينهتر و رضايت آفريني براي تودههاي كارگران هستيم. ناگفته نماند، بدون حضور آگاهانه كارگران و ايجاد شفافيت و ارتباط صادقانه مديريت با كارگران و توضيح و پاسخگويي مسؤولانه مديريت به تودههاي كارگران، كار پيش نخواهد رفت. پاسخگويي از دو سو، هم كارگر هم كارفرما و مشاركت عمومي كه سنديكا مظهر آن است، همبستگي ملي را در سطح شركت واحد و سپس در سطح كشور بهوجود خواهد آورد. روشهاي دموكراتيك و حضور آگاهانه و متشكل مردمي كه با آنها به عدالت رفتار ميشود جلوي هر بحران و تجاوز خارجي و زورگويي داخلي را خواهد گرفت.
آيا كساني كه به كار برگشتهاند، حقالسعي ايام تعليق را گرفتهاند؟
خير، هنوز در پيچ و خمهاي بوروكراتيك هستيم و نتوانستهايم همه حق و حقوقمان را بگيريم. اما بتدريج اين موضوع در حال حل شدن است و كارگران سنديكا به حقشان خواهند رسيد.
اين بازگشت به كار دقيقاً از چه روزي بود و چه پيامدهايي را در پي داشت؟
از بيست روز پيش بازگشت به كارما آغاز شد و البته سه نفر از همكاران ما طي ماههاي شهريور و مهر به كار بازگشته بودند كه علت بازگشت آنها داشتن نامه از بنياد جانبازان يا هماهنگي بين ادارات حراست و اداري و مديريتي بود. اما روز بازگشت جديد مبتني بر يك خرد جمعي در سطح عالي تصميمگيريهاي استاني و كشوري بود كه نتايج و پيامدهاي آن براي شركت و كارگران بسيار مؤثر و مثبت بود، اولاً به چند خواسته سنديكا پاسخ داده شد. ثانياً حضور آگاهانه و عاقلانه سنديكاييها در محل كار كمك ميكند تا درخواستها و حركات اعتراضي سمت و سو يافته، متشكل و سازمان يافته شوند و كليه برخوردهاي كارگران با مديريت از مجراي عاقلانه و با تجربه سنديكا خود به خود به تعامل مثبت كمك ميكند و جلوي اعتراضات كور و خشن و خانمان برانداز را در اين شرايط حساس كشور و منطقه ميگيرد و اعتراضات را به سوي مدني شدن و كمهزينه بودن ميبرد. مثل چراغ روشن كردن همه اتوبوسها، مثل حضور در خط ونگرفتن بليت، مثل حضور در انتخابات تعاوني مصرف و ماندگاري در محل تا رسيدن به درخواست كارگران به بهترين شكل و نظر پيرامون انتخاب بازرسان و زمان انتخابات كه اسم هيچ عضو تعاوني مصرف كه كانديداي بازرسان يا هيات مديره هستند، خط نخورد و انتخابات تعاوني مصرف كارگران شركت واحد مثل همه انتخابات مملكتي در روز جمعه برگزار شود، تا همه امكان يكسان حضور در مجمع عمومي را داشته باشند. مثلاً شوراييها با اتوبوس با كار گواهي شده، با حفظ اضافه كار، به عنوان مأموريت اداري به مجمع عمومي انتخابات ميآيند.اما كارگران بايد از مناطق دوردست، در وقت شخصي خودشان، يا با برگه كار شخصي، يا مرخصي استحقاقي به مجمع بيايند. گروه ديگر كه در تعاوني و ادارات مركزي و مناطق نارمك، رسالت و هنگام بهدليل نزديكي راه به آساني ميتوانند در مجمع حضور يابند و لابي تشكيل دهند و با حضور پرتعدادتر خود، آن نمايندهاي را كه ميخواهند به تعاوني بفرستند.
بازتاب بازگشت به كار سنديكاييها گامي نوين براي آينده جنبش كارگري ايران است كه تأثيرات خودش در محيطهاي كار را نشان خواهد داد.
از زمان بازگشت شما به محل كار شايعاتي در شركت واحد رواج يافت اين شايعات چه مبنايي داشته است؟
عدهاي شايعه كردند كه اينها كه به سركار بازگشتهاند، خودشان را فروختهاند. بايد همين برگشت به كار را ديد و فهميد چقدر پول گرفتهاند، گفتند: اسالو 150 ميليون تومان گرفته: موسوگرفته، ماكسيما بهش دادند. بنز و آپارتمان بهش دادند. بعد بگوييد سنديكا، اين هم از سنديكا! همشون پول گرفتند، سازش كردند، خودشان را فروختند و از اين قبيل ياوهها. كساني كه منافع خائنانه خود را كه طي سالهاي گذشته با تكيه بر ناآگاهي كارگران با روشهاي شبه قانوني و غيرقانوني از بيتالمال و اموال عمومي كسب ميكردند و امكانات عمومي كشوري و شهري را تبديل به امكان ايجاد ثروت شخصي خود كردهاند از بازگشت به كارسنديكاييها ناراحت هستند. چون ميبينند كساني به كار بازگشتهاند كه مثل وجدان عمومي عمل ميكنند و با تكيه بر پشتيباني كارگران جلوي فساد را ميگيرند. پس جايگاه آنها به خطر ميافتد و منافع غيرقانوني آنها قطع ميشود. بايد هم عليه بازگشت به كار سنديكاييها تبليغ و شايعهسازي كنند. البته كه واقعيت آنقدر نيرومند هست كه همه دروغها را نقش بر آب ميكند.
براي بازگشت به كار آن 6 نفري كه هنوز حكم بازگشت به كار نگرفتهاند، سنديكا چه خواهد كرد؟
براي بازگردان همكارانمان به سركارشان از تمامي راهها از جمله مذاكره، نامهنگاري، اعتراض و اعتصاب استفاده خواهيم كرد. البته اميدواريم كار به آنجا نكشد و مسؤولان هرچه زودتر به قولهاي داده شده و نتايج مذاكرات پايبند باشند و سريعتر اعلام كنند.
اهداف بعدي سنديكا چه خواهد بود؟
ما در حال تنظيم يك منشور كارگري و پيمان دستهجمعي ششم هستيم كه علاوه بر بازگشت به كار سنديكايي و گرفتن حق و حقوقشان، مسأله گرفتن كمك راننده براي اتوبوسها، اجراي بندهاي اجرا نشده پيمانهاي دستجمعي يك تا پنجم، حضور نمايندگان سنديكا در امر مشاركت در مديريت و مشاورت در جلسات و رسيدن به مديريت مشاركتي از اهداف مديريت سنديكاست؛ در نتيجه محيط كار به صورت زيربنايي تغيير خواهد كرد و با يك نظارت متقابل كارگري – كارفرمايي جلوي فساد و تبذير گرفته خواهد شد و ما منادي آيندهاي بهتر در مديريت و شيوههاي مديريت در آينده نزديك در شركت واحد خواهيم بود.
آقاي اسالو اصليترين مشكل و معضل شركت واحد را در چه ميبينيد؟
اصليترين مشكل شركت واحد به مديريت و مديرعامل شركت واحد برنميگردد. آنها مقصر نيستند. اصليترين مشكل شركت واحد اساسنامه سهگانه آن است كه من اسم شتر- گاو- پلنگ- برآن نهادهام. به لحاظ اسناسنامه، شركت واحد و مديريت آن زيرمجموعه شوراي شهر است و آنها ميخواهند مديران شركت واحد را انتخاب كنند و سياستگذاري كنند. به لحاظ سهام و مالكيت، صد در صد سهام شركت واحد در اختيار شهرداري تهران است، پس بايد بودجه شركت واحد را تأمين كند. اما هيچ نقشي در انتخاب مديريت و برنامهريزي شركت واحد ندارد. پس به راحتي پول نميدهد. در بودجه عمراني مملكت هم شركت واحد يك رديف بودجه عمراني براي هزينههاي كلان مثل خريد اتوبوسها و گازسوز كردن و هزينههاي ديگر عمراني و ساختماني دارد(مثل ايجاد مناطق جديد)، پس بودجه جاري و حقوق و هزينههاي جاري چه ميشود؟ شهرداري بايد هزينهها را بدهد، آن جا هم كه به راحتي پول نميدهد. بليت اتوبوس را هم كه نميگذارند گران شود. تا بخشي از هزينهها را از اين طريق بپردازند. اتوبوسهاي شركت واحد و رانندگان آن هم كه مجاني گوشت قرباني هستند. در نماز جمعه هر هفته، در مسابقات ورزشي هر هفته- در كنفرانسهاي بزرگ، در مراسم مختلف مثل سالگرد ارتحال امام، در عزا و در عروسي اينها سر شركت واحد بريده ميشود. مديريت و كارگران رنج ميكشند و حقوق پرسنل پايين و پايينتر ميرود و مدير عامل شركت واحد هر روز بايد در شوراي شهر و شهرداري شخصيت، كرامت و عزت خودش را زيرپا بگذارد، براي پرداخت حقوق پرسنلش التماس كند. اينطور درست نيست نه براي مديرعامل نه براي كارگران. ما به نمايندگي از كارگران كه بدون دخالت هيچ نهادي مستقيماً با رأي كارگران انتخاب شدهايم نميخواهيم اين وضع غلط و سردرگم ادامه پيدا كند. ما اعتقاد داريم با شفافيت و توضيح مشكلات به صورت واقعي براي كارگران، آنها موضوع را ميفهمند و آنگاه با نيروي متشكل، آگاه، مسؤول و سازمان يافته خود حركت خواهند كرد و براي حل مشكل ما، هماكنون اساسنامه شركت واحد را در كميسيون حقوقي سنديكا در حال بررسي داريم و با وكلاي برجسته خود كه استادان علم حقوق هستند مشاوره و مذاكره ميكنيم و يك اساسنامه پيشنهادي را به مديريت شركت واحد و شهرداري و شوراي شهر و دولت(وزارت كشور) خواهيم داد. تا شركت واحد يا مثل همه شهرستانها تبديل به يك سازمان كاملاً تحت پوشش شهرداري به لحاظ اساسنامهاي شود و از بودجههاي شهرداري تغذيه كند، يا مشخصاً توسط رئيس جمهوري يا وزير كشور مديران آن انتخاب شوند و به لحاظ اساسنامهاي تحت پوشش كامل دولت قرار گيرد و داراي رديف بودجهاي كامل در بودجه دولتي باشد و پيشبيني تمام هزينههاي آن در بررسي بودجه كشوري به عمل آيد و رفاه و شادي به خانوادههاي كارگران شركت واحد روي كند. مديريت شركت واحد ميتواند با تكيه بر نيروي واقعي و سالم و شاداب و آگاه و ساماندهي شده كارگران شركت واحد كه همانا اصليترين بخش نيروي كار را در شركت واحد تشكيل ميدهند و امروز ساماندهي علمي و متكي بر تجربه بشري در سنديكا شدهاند، براي پيشبرد اهداف خود در جهت اصلاح اساسنامه و بهدستآوردن جايگاه واقعي اين شركت مظلوم و پرسنل در حال مرگ و اعتراض و گرفتن يك بودجه واقعي و اجراي قوانين اساسي و كار در شركت واحد و رعايت خط فقر طبق نظر سازمان برنامهريزي و بودجه دولتي تلاش كند و بداند حركت در راه احقاق حق محرومان، وظيفه هر انسان مسؤول و هر مدير توانا و لايق و مردمي است. سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه براي حل ريشهاي مشكلات با تكيه بر نيروي كارگران و توانايي و آگاهي آنها بازوي قدرتمند حقطلبي در كنار مديران شايسته است كه هدفشان استقلال، عدالت و آزادي براي همميهنان و كشور عزيزمان ايران ميباشد.

