تبليغاتX
توماج
چند روز پیش بود طرفای اوین بودیم و جقدر دلتنگ منصورین شدم؛ منصور اسالو و منصور حیات غیبی و هم دلتنگ بقیه همه بچه های سندیکا و هم دلتنگ آقا ناصر زرافشان و اکبر گنجی. ما هوای آزاد می خوردیم و لابد آنها دلتنگ هوا. راستی عجب روزگاریه شاید اگه شاملو بود خیلی حرفای قشنگی می زد اما حیف که نیست. روزهای عجیبی رو پشت سر می زاریم کارگرا بازداشت میشن. درز جنوب کشور دختری ساده و مظلوم به تعبیر آقایان خودکشی می کند و دهها بلای دیگه.

امیدوارو آخر و عاقبتش به خیر شه!

+ نوشته شده توسط حميد رضا عسگري نژاد در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 14:0 |