تبليغاتX
توماج

چه عصر دل انگیز و دل گیری بود دیروز (28/12/1384)؛دل انگیز از این جهت که منصور حیات غیبی، ابراهیم گوهری، غلامرضا میرزایی (اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه) و ستار امینی که در جریان اعتصاب شرکت واحد دستگیر شده بود، آزاد شدند و با بچه هایی که دیروزش آزاد شده بودند همگی در این ایام نوروز به آغوش خانواده بازگشتند. اما دل گیر از این رو که منصور اسالو هنوز در چار دیواری اوین زندگی را سر می کند.

همه بچه ها ریش بلندی داشتند و لاغرتر از قبل شده بودند اما روحیه برای گرفتن حق، 20 .

راستی کسی پیدا نخواهد شد تا بگوید گناه این کارگران چه بوده و برای چه 60 روز را پشت دیوارهای اوین جان کندند و این جان کندن برای منصور اسالو همچنان ادامه دارد؟!

آقایان اگر ریگی در کفشتان نیست حداقل جرم اینها را بازگو کنید. تا کی سر در لاک خود فرو خواهید کرد و هیچ نخواهید گفت؟

نهایت این که آفتاب هرگز پشت ابر رخ پنهان نمی کند و منصور هم با ریشی بلند و چهره ای نحیف با سر بلندی به آغوش می کشد خانواده اش را و دوست دارانش را. حال چه فرقی می کند بگذار منصور به حکم قاطع شما آقایان! عید امسال را در اوین آباد شما سر کند.

به قول بامداد شعر ایران:

"بهاری دیگر آمده است

آری

اما برای آن زمستانها که گذشت

نامی نیست

نامی نیست"

راستی شادباش برای آزادی گنجی و شادباش برای این که ناصر زرافشان ایام نوروز را در کانون خانواده به سر خواهد برد.

و سر آخر شادباش آغاز نوروز 85 برای تمامی دوستان.

+ نوشته شده توسط حميد رضا عسگري نژاد در دوشنبه 29 اسفند1384 و ساعت 17:15 |