اشاره: مطلب قبلی بنده را گویا تعدادی از سایتهای اینترنتی منتشر کرده اند که به بهانه دستگیری دوستان هویت طلبم در مراسم افطاری شامگاه 20 شهریور ماه در تهران، نگاشته شده بود. از جمله آن سایت ها، سایت "آزاد تبریز" بود که در این سایت تعدادی دیدگاه های خود را بیان داشته اند، که از آن جمله شخصی است با نام مستعار "آریو برزن". در این نوشته قصد جواب به ایشان را ندارم که اینچنین افراد بی نام و نشان را پاسخی شایسته نیست. فقط این دیدگاه بهانه ای شد تا چند نکته ای را بیان دارم و آن هم فقط و فقط دیدگاه شخصی نگارنده خواهد بود و به جز این هیچ.
انسانیت، هویت، زبان
گوئی "این برف را سر باز ایستادن نیست"؛ همین ابتدای سخن بهتر است که سنگها را از هم واکنده و به صراحت گفته باشم که قبل از هر کلمه ای از قبیل وطن، نژاد، زبان، ملیت، اصالت و کلماتی از این دست، انسانیت را ارج نهاده و گرامی و عزیز می دارم و خواهم داشت. اما بی هیچ تردیدی یکی از نشانه های انسانیت را عدم تحقیر و توهین به همنوع قلمداد کرده و تا زمانی که از هر نژاد و قومی بخواهند من و ما را به واسطه زبان و هویت غنی و سرشار از انسانیت و بزرگ مردی خار شمارند و ذلیل بی شک خارشان خواهم شمرد و ذلیل. چرا که یاد گرفته ام در مقابل هر شخصی آن باشم که هست. همانند همان ابتدای گفته ام جوابی به شخصی بی نام و نشان ندارم که روی سخنم با آن و آنهایی است که افکاری چنین دارند. برای این که مطلب روشن شود و مخاطب محترمی که این مطلب را مطالعه می کند بداند از چه سخن رانده می شود، دیدگاهی را که موجب شده این نوشته به انشا در آید عینا در اینجا می آورم:
" همیشه قهرمانان اذری ایران اریایی ما پیش مردمان ایران,با هر نژاد و زبان,اما با یک زبان مشترک(پارسی) عزیز و با احترام بوده!
دوست عزیزی که این مقاله رو نوشتی!
۱/خیلی ناراحت شدم که به جای واژه ی پر معنا و زیبای قوم اذربایجانی(اذرپادگان) از لغت بی اصالت تورک(ایلغار) استفاده کردین.
۲/ این که چرا فکر میکنی چون حکومت همه ی اقوام ایرانی را مورد شکنجه قرار میده منجمله اذری ها و کرد ها را,پس ما فارس ها هم ضد شما هستیم! چنان چه اگه این ۳ قوم با هم تا الان یک دل نبودن.ایران ما وجود خارجی نداشت!
من که یک بختیاری اهل خوزستان هستم چه بگویم؟که ۹۰% در امد کشور ار سرزمینمه,اما …!
بیا شهر اهواز رو که شهر بنده است .با تیریز مقایسه کن!ما حتی اینجا اب شرب تصفیه شده هم نداریم!پس چرا این حرفو میزنی؟دوستان اذری ی من! ما باید دست در دست هم دهیم و این میراث تازی را از کشور بیرون بندازیم.
خواهش میکنم مطلب من رو deletنکنید.اگر طرفدار دموکراسی هستین
پاینده ایران
یاشاسین اذربایجان"
آفرین بر این اعتماد به نفستان!
گویا دقیقا اشاره شده به آنچه که همواره افرادی چون ایشان – نویسنده دیدگاه فوق – با خود داشته اند. در همان ابتدا چنین وانمود می کنند که هر کس میخواهد باشد اما در صورتی برای ایرانی قابل احترام است که به زبان فارسی یا به قول هم ایشان پارسی سخن گوید. اول این که چرا صاحبان چنین افکاری به جای سخن گفتن از جانب خویش خود را تعمیم به ایران و ایرانی می دهند جای بسی شک و ابهام است. انگار خود ایشان – منظور از ایشان صاحبان چنین افکاری هستند و در هر جای نوشته از این کلمه استفاده شود منظور همین است – از حکومتیانی هستند که تفرقه می اندازند و خود را به نام ایران و ایرانی جلوه می دهند و من چه می توانم بگویم جز این که آفرین بر این اعتماد به نفستان! که با همه گمنامی خود را در جایگاه ایران و ایرانی ها قرار می دهید.
راستی می شناختی! صفر خان "مرد سی پائیز پیوسته ی" ما را. من ندیدمش اما آنها که دیده بودند، می گفتند تا آخر عمرش هم چندان راحت فارسی سخن نمی گفته اما می خواهم بدانم چرا یک ایران و میلیونها ایرانی گرامی داشتندش و بر تارک عدالت و انسانیت نشاندنش؟ می دانی برای چه که قطعا نمی دانی که اگر می دانستی چنین گستاخ و بی پروا نمی گفتی فقط آنی محترم است که به پارسی سخن گوید. نه دوست عزیز آنی محترم است که برای حقانیتش سینه ستبر کند و چون صفر خان ها در برابر ظلم و استبداد فریاد عدالت و آزادی برآرد و پاس دارد هویتش را و زبانش را و فرهنگش را.
رخصت می دهید ترک باشم!؟
"۱/خیلی ناراحت شدم که به جای واژه ی پر معنا و زیبای قوم اذربایجانی(اذرپادگان) از لغت بی اصالت تورک(ایلغار) استفاده کردین."
اگر صاحب اصالت و فرهنگ و هویت بودی و بودید که به این راحتی قومی را به واسطه ترک بودنشان به تمسخر نمی گرفتی و تحقیرشان نمی کردی که به راستی تحقیر و تمسخر زیبنده افرادی چون شمایانی است که به خود رخصت هر سخنی را صادر می کنید و گو این که بر چکاد فرهنگ و ادب دنیا نشسته اید. برای هر آنچه در دنیاست تکلیف تعیین می کنید و خود را برترین برترین ها می پندارید. شما هر چه فریاد زنید و بخواهید برای من تعیین تکلیف و هویت کنید صدای من رساتر از هر روز دیگر خواهد شد تا بگوید من در درجه اول انسانم و "انسانم آرزوست" و در درجه بعد رساتر از هر زمان دیگر فریاد بر خواهم آورد که من ترکم، ترکم، ترکم؛ تا کور شود هر آن که نتواند دید.
برای من آذربایجان و سیستان و شیراز و یزد و کهکیلویه و بویر احمدی وجود ندارد که من انسان ها را بدون مرز و محدوده جغرافیایی و از این کوفت و زهرمارهای ساخته شده به دست بشر می ستایم. اما بر این باور دارم هر انسانی با زبانی سخن می گوید و صاحب فرهنگ و هویتی است که خاص آن زبان است. زبان نقش کلیدی و اساسی را در فرهنگ ها دارد که اگر باورتان نمی شود شما را ارجاع می دهم به مصاحبه ای که چندی پیش "رادیو فردا" با "دکتر خلیل انداچه" استاد جامعه شناسی دانشگاه های کالیفرنیا در مورد نقش ایرانیان مهاجر به کشور آمریکا در تغییرات جمعیتی و دموگرافیک انجام داده بود. در بخش از این مصاحبه خبرنگار از وی در مورد ایرانی هایی که در آمریکا به دنیا آمده اند می پرسد، که آیا اینان نیز مانند پدران و مادرانشان تکرو هستند و به کارهای گروهی نمی پردازند که جواب دکتر انداچه بسیار حائز اهمیت است ایشان می گویند:" فرزندان ايرانيانی که در آمريکا متولد شده اند، در واقع آمريکائی می شوند و اگر می توانند مقداری فارسی صحبت کنند، ولی توان نوشتن و درک مطالب فارسی را ندارند و زبانی که غالب است، زبان انگليسی است که رفتار اينها را کنترل می کند و زمانی که زبان غالب شود، بالطبع فرهنگ بومی را جذب می کند.
بنا بر اين نمی توانيم نسلی را که اينجا متولد و بزرگ شده از ساير آمريکایی ها جدا کنيم. نگاه کنيد به تمام آمريکایی های ايرانی تبار، شماهرگز نمی توانيد آنها را از کل آمريکائی ها جدا کنيد، چون زبان، کليد فرهنگ است.
وقتی زبانی غالب شد، مانند يک کليد، فرهنگ را باز می کند. ما ايرانيانی که از ايران به اين سرزمين کوچ کرده ايم، پس از سی سال زندگی در آمريکا، هنوز به جوک آمريکائيها نمی خنديم! و اغلب می گوئيم که اين جوک چقدر بی مزه است؟! طبيعی هم هست، چون در آن فرهنگ بزرگ نشده ايم و لطيفه ها بار فرهنگی دارند."
بهتر است کمی به واقعیت نزدیک شوید و باز می گویم بینائیتان را باز یابید تا ببینید که در دنیای امروز صحبت از 2500 سال پیش و صد سال پیش نیست که صحبت از امروز است؛ فرزندی که در آمریکا از پدر و مادری کاملا ایرانی متولد می شود، دیگر ایرانی محسوب نمی شود چرا که زبان غالب، زبان امریکائی است. پس چگونه شما نمی خواهید خود را از این هزاران سالها بیرون آورده و ببینید که امروز چه اتفاقی در حال رخ دادن است. آقا یا خانوم محترمی که چنین می اندیشی، پدر و مادر من هنوز بلد نیستند فارسی یا به قول تو همان پارسی را صحبت کنند پس تو چگونه می خواهی که به زور تاریخ و هزار و هزار سال پیش و پس به من بگویی که من ترکم یا آذریم یا فارسم یا کرد و عرب و بلوچ و فرانسوی و آلمانی و انگلیسیم. به قول معروف "کل اگر طبیب بودی سر خود دوا بکردی". حال بگذار من سر خود را دوا کنم و تو هم به جای پز تاریخ هزاران ساله چشم و گوشت را به دنیای امروز بدوز تا با واقعیتها بیشتر و بیشتر آشنا شوی من نمی دانم من و توی ایرانی از پس این همه تاریخ چه برایمان مانده؟ آیا بهتر نیست به جای زنده کردن داریوش و کوروش و ... تلاش کنی و کنیم تا زنده گان امروز را ارج نهیم و بر صدر نشانیم؟
در ضمن من هم خیلی اوقات ناراحت می شوم که به توصیه بزرگان به سمت یخچال رفته و آب خنکی را نوش جان می کنم. پیشنهادم برای شما نیز جز این نمی تواند باشد.
کجا بودید زمانی که باید می بودید؟
"۲/ این که چرا فکر میکنی چون حکومت همه ی اقوام ایرانی را مورد شکنجه قرار میده منجمله اذری ها و کرد ها را,پس ما فارس ها هم ضد شما هستیم! چنان چه اگه این ۳ قوم با هم تا الان یک دل نبودن.ایران ما وجود خارجی نداشت!"
در هیچ جای مطلب من سخنی از فارس و فارسی زبان برده نشده که فقط روی سخنم با روشنفکران و حاکمان ایران زمین بوده – که در بینشان چه بسیارانند افراد فارس و ترک و عرب و ... - و در مورد روشنفکران هم قطعا افرادی چون شما مد نظرم نبوده و نیز آن دسته از دوستانی که نه تنها حق قومی و هویتی مرا و ما را به رسمیت می شناسند که پا به پای ما این حق حقه ما را فریاد می زنند.
کاش برادریتان را ثابت می کردید و بعد چنین سخنی می گفتید. من عادت ندارم به دور دورها بروم و به همین جهت همین نزدیکی ها را برایتان مثالی می آورم؛ کجا بودید در قیام خرداد ماه مردمی آذربایجان؟ کجا بودید در دستگیری های گسترده فعالان قومی آذربایجان؟ کجا بودید که همراه باشید با خلق بزرگ آذربایجان در بزرگداشت بابک؟ و کجائید همین الان؟ چرا به جای این که فریادم زنید و باورم کنید که من ترکم برای خود هزار هزار دلیل می آورید که من آذریم و ... . این را گفته باشم که من به مانند شما آذری و ترک را تفاوتی قائل نیستم و هر دو را انسان می بینم اما بر این باورم زبانی که بدان سخن می گویم ترکی است. پس بی زحمت لطف فرموده و به اعتقاد من احترام بگذارید تا من هم مثل بیشتر خارجی ها که زبان فارسی را عربی می پندارند، نگویم که آهان منظورتان همان عربی است؟ اگر به زبانت و فرهنگت و هویتت احترام و شان و شخصیتی قائلی به زبان و فرهنگ و هویت تمامی انسان های دنیا احترام بگذار تا احترامت گذارند.
"دکتر وین دایر" از استادان برجسته فن آوری فکر در جایی می گوید: "این شمایید که به مردم می آموزید چگونه با شما رفتار کنند." پس لطفا بازگشتی داشته باشید به رفتار خود تا ببینید چه کرده اید که با شما چنین می کنند. در ضمن اگر هیچکدام اینها را باور ندارید و باز می خواهید از تاریخ و گذشته سخن گویید شما را ارجاع می دهم به آثار بزرگان ادبیات ایران زمین. نمونه بارزش همان شعر معروف حافظ بزرگ، که شاید همه ما ایرانی ها آن را بارها و بارها زیر لب زمزمه کرده ایم؛ " اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را ..." راستی چرا حافظ نگفته اگر آن آذری شیرازی به دست آرد دل ما را ؟! و باز اگر زحمتی نیست تورقی بفرمائید آثار بزرگانی چون فردوسی، سنایی، ناصر خسرو، خاقانی، عنصری، دقیقی و شهریار را تا ببینید که کجای آثارشان از کلمه آذری به جای کلمه ترک استفاده کرده اند. پس ببینید که این شمائید که پا به پای حکومت ارتجاعی و مستبد ایران تفرقه افکنی می کنید و امروز با فرافکنی خواهان آنید که بگوئید آذری برتر است و ترک بی اصل و نصب است و ... . و من و ما برای این که به شما تفهیم کنیم که امروز متحدتر از هر روز دیگر دست به دست هم می دهیم چه ترک باشیم و چه آذری و چه ترکمن تا بگوئیم ما اجازه نمی دهیم هویتمان را به یغما برند و زبان و فرهنگمان را به تمسخر نشینند، بلکه به همه اینها فخر می کنیم. هر چند که با نهایت احترام و ادب و دوستی عزیز می داریم کرد و بلوچ و عرب و فارس و لر و گیلک را و جهان را و انسان را.
متاثرتر از شمایم
" من که یک بختیاری اهل خوزستان هستم چه بگویم؟که ۹۰% در امد کشور ار سرزمینمه,اما …!
بیا شهر اهواز رو که شهر بنده است .با تیریز مقایسه کن!ما حتی اینجا اب شرب تصفیه شده هم نداریم!پس چرا این حرفو میزنی؟دوستان اذری ی من! ما باید دست در دست هم دهیم و این میراث تازی را از کشور بیرون بندازیم."
برای اهواز و اهوازیان متاثر و متاسف می شوم که هنوز آب شرب ندارند و شاید بارها و بارها زمانی که در روزنامه ای مسئولیتی داشتم و ستون شهرستانهایش را دایر کرده بودیم به پوشش اخبار این شهر در همین زمینه همت گماردیم اما تفاوت ملت بزرگ آذربایجان با ملت غیور اهواز شاید در این باشد که ما آموخته ایم "حق گرفتنی است".
و شهادت خواهند داد دوستانی که در سفر نوروز امسال همراهشان بودم که وقتی به "مسجد سلیمان" رسیدیم و خفه می شدیم از بوی نفت و گاز چه حالی داشتم که نپرس. زمین و زمان را ناسزا می گفتم از فقر و نکبتی که پاشیده شده بود بر در و دیوار شهر، خب چه می توانستم بکنم جز این که تاسف بخورم و همراه شوم با مردمی که به قول شما 90 درصد درآمد مملکت از زادگاه آنهاست اما خود غوطه ورند در فقر و بدبختی، اما وقتی صدایی از ملت بر نمی آید من چه کنم؟ من در جایی دیگر از همین ایران بزرگ برای حق طلبی خودم تلاش می کردم. حتما می دانید که جامعه از چه چیزهایی تشکیل می شود. دوست عزیز! من زمانی می توانم برای محله ام ثمری داشته باشم که برای خانواده ام ثمرمند بوده باشم. زمانی می توانم برای شهر و استانم تاثیری بگذارم که در محله ام عملکرد خوبی داشته باشم پس اجازه دهید ابتدا شهر و استانم را بسازم بعد به فکر کل ایران باشم و به شما نیز توصیه می کنم ابتدا حق آب تصفیه شده تان را که جزو حقوق اولیه هر انسانی است از رژیم جبار ایران بگیرید بعد به فکر راهکارهایی باشید که ایران از گزند جدایی و تفرقه در امان ماند.
در عجبم از این که آن که حق اولیه انسانیش را فریاد نمی زند چگونه به هر جای دیگری سرکی می کشد و فکر می کند آن که به جای کلمه آذری از ترکی استفاده می کند آمده است برای پارچه پارچه کردن ایران. بهتر نیست کمی به رفتارتان نگاهی دوباره داشته باشید تا ببیند آن که ایران را پارچه پارچه می خواهد شمایانید نه ما که از هر حرکت مردمی و دموکراتیک حمایت کرده و می کنیم.
"خواهش میکنم مطلب من رو deletنکنید.اگر طرفدار دموکراسی هستین"
این هم نشانی از حسن نیت رفقای من که مطلب شما را پاک نکردند. پس ما با اصول دموکراسی عجین شده ایم و این هم صحت ادعایمان و نیز این که مطلب دوم شما نیز پاک نشده است.
و اما سخن آخر
ممکن است من با صدها نفر از هم زبانان خود اختلاف عقیده و افکار داشته باشم چونان همه جای جهان. اما این دلیلی نیست برای فراموشی زبان و فرهنگ و هویتم و من باز یک بار برای همیشه می گویم که من زبان و فرهنگ و هویتم را می ستایم و البته بخش هایی را نیز نه تنها نمی پسندم که اختلافی اساسی دارم و برای بهبود این وضعیت هر کاری که در توانم باشد دریغ نخواهم کرد.
حال بیائید تا دست در دست هم دهیم تا حقوق تضییع شده سالیان سالمان را از حاکمیت دجال ایران بازستانیم آنگاه خواهیم دید که ایران از آن ماست.
راستی می دانی امروز علاوه بر دهها فعال مدنی آذربایجان و کرد و بلوچ که در زندان های رژیم ایران به سر می برند برای روشنفکر عرب ایران آقای یوسف عزیزی بنی طرف، 5 سال حکم زندان صادر شده است. |