تبليغاتX
توماج

توماج

موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست، موطن آدمی تنها در قلب کسانی است که دوستشان می داری.

ایستادگیت را شکر زن/ برای شیر زن آذربایجان؛ شهناز غلامی

می گویند اعتصاب غذا کرده ای و بیهوش شده ای زن! "ایستادگیت را شکر زن"! مقاومت و ایمانت را شکر زن! بیهوشی از آن تو نیست زن! تو بیهوش کرده ای آنانی را که بی هوشت می خواستند، تو خواب را از چشمانشان ربوده ای، تو تنشان را به لرزه انداخته ای و حالا مطمئنم که بی هوشی تو از ایمان و مقاومت توست و چه چیزی را بالاتر از این پاس داشتن ممکن؟ حالا بدان ملتی به تو می بالند که چنین شیر زنی از تبار آذربایجان نماد مقاومت و ایمان و از خود گذشتگی شده است. بدان همیشه نماد ایمان خواهی ماند.

آنان که بی هوشیت را می خواستند حالا خود از هوش رفتگانند که جز این سزایشان نیست، آنان که دربندت می خواستند حالا خود دربند ماندگانند هر چند خود را آزاد و رها نشان دهند، آنان که ناپایداریت را می خواستند حالا خود ناپایدرتر از همیشه ی خدایند، آنان که جاهلت می خواستند حالا جاهل ترینانند که دنیا گواهی است بر این ادعا، آنان که هویتت را طلب می کردن تا بی هویت بمانی حالا خود بی هویت ترین مردمان کره زمینند، آنان که شکنجه ات می کردند و می کنند خود شکنجه شدگانیند که نفرین ملتی و از همه مهمتر نفرین مادر پیر و بیمارت و دختر خردسال و تنهایت را بدرقه راه خود کرده اند، آنها که بیمارت می خواستند حالا روانپریشترین و بیمارترین ملت روزگارانند، آنان که سیه رویت می خواستند حالا سیه رویان قش کرده ای هستند که زمین و زمان را بر خور شورانده اند تا حماقتشان را به عالی ترین درجه ممکن رسانده باشند، آنان که نادانیت را می خواستند حالا پاسداران نادانی و جهالتی هستند که مثالش را دنیا کمتر به خود دیده است و تو شیر زن آذربایحان امروز بیشتر از هر روز دیگر رخنه کردی بر دل و جان آزاداندیشانی که دردشان درد ملت است و طعامشان طعام تلخ بی مهری و جفا و زندان و شکنجه و من چه می توانم گفته باشم جز این که "ایستادگیت را شکر زن"!

می دانم و خوب می دانم که حالا دختر خردسالت با هر صدایی به پیشواز آواز قدمهایت آغوش باز می کند، می دانم و خوب می دانم چشمان مادرت سو سو می زند به پشت دری که کلونش باز شود و دخترش فاتحانه بوسه اش را نثار چشمان مادر کند و باز می دانم و خوب می دانم که حالا خواب دختر و مادرت را در حالی که از هوش رفته ای می بینی و باز می دانم در همین حال و روز هم دلت برای ملتت می تپد پس من را چه چیزی توان گفتن هست جز این که بگویم "ایستادگیت را شکر زن"!

حالا نمی دانم باز هم تو را شهناز صدا می کنند یا غلامی اما می دانم ملتت تو را شیر زن و با ایمان و شجاع و پایدار و استوار صدایت خواهند زد که جز اینها، تو را نامی شایسته نیست، پس بگذار بگویمت شیر زن آذربایجان، بگذار بگویمت زن با ایمان به راه و هدفت، بگذار بگویمت شجاع ترین زن آذربایجان، بگذار بگویمت پایدارترین زن شکنجه ها، بگذار بگویمت استوار ترین زن در راه ایمان و هدفت و باز در نهایت بگذار بگویمت "ایستادگیت را شکر زن"!

حالا دخترت سرش را فاتحانه بالا می گیرد و می گوید منم من، دختر شیر زن آذربایجان، حالا مادرت سربلندتر از همیشه نامت را فریاد می زند و می گوید منم من، مادر شجاع زن آذربایجان که او را در دامانم پروراندمش و شاید اگر تا کنون نگفته باشد امروز حتما از اعماق وجود خواهد گفت:"شیرم حلالت دخترم"، حالا ملتت نامت را بر سر زبانها جاری خواهند ساخت تا فریاد زنند مقاومت و ایمان و پایداریت را و من باز چه می توانم بگویم جز این که گفته باشم "ایستادگیت را شکر زن"!

حالا شاید به ظاهر چشمانت خسته و بسته شده باشند اما کیست که نداند چشمانت باز تر از همیشه، امروز نظاره می کند ملتی را که شهناز غلامیش را فریاد برمی آورند و کیست که نداند چشمان به ظاهر باز آنانی که امروز وادارت کرده اند تا چشمانت بسته مانده باشد خود در باطن چشم دلشان بسته و آواره و سرگردان مانده است؛ از این که با این شیر زن آذربایجان چه کنند که بشکنندش، ویرانش کنند اما بر هیچ کس پنهان نیست که خود آواره ترین و سرگردانترین و شکسته ترینانند.

و اما آخر سخن چه می توانم گفته باشم جز این که:" فاتحان به زمین می افتند اما بر زمین نمی مانند" پس ای فاتح شجاع، بدان که ملت صبور و بزرگ آذربایجان اینک چشم به راه بیدار شدنت است تا لبخند فاتحانه را بار دیگر بر چهره مادر و تنها دخترت به جشن نشینند.

"ایستادگیت را شکر زن"!

׀ +׀ نویسنده: حميد رضا عسگري نژاد ׀ تاریخ: شنبه 14 دی1387 ׀ موضوع: اجتماعی

در باره من

من و تو در جدالی برابر هم را شکست دادیم؛ تو مرا و من مرا.


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


کمپین آزادی معلم در بند؛ جعفر ابراهیمی

زینب بایزیدی آزاد باید گردد

وبلاگ حمایت از خبرنگاران اخراجی روزنامه مردم نو - زنجان

آخرین نوشته ها

· برای مردی از تبار انسان / به بهانه سالروز میلاد سعید متین پور
· دکتر بهروان هم برای همیشه از میان مان رفت
· فعلن
· برای نیک مرد روزگار نامردمان
· گه بزنه این زندگی رو
· خسته
· ایستادگیت را شکر زن/ برای شیر زن آذربایجان؛ شهناز غلامی
· تفالی به خواجه شیراز
· جامعه مدنی و دموکراتیک یا جامعه قوم زدا و قوم ستیز
· بدبختی ما از راستگرایی است نه از جریان چپ


لینکهای روزانه

· کمپین امضای آموزش به زبان مادری
· برای آزادی شهناز غلامی
· برای ۲ نفر از اعضای سنديکاي کارگران شرکت واحد حکم تبرئه و محکوميت صادر شد
· گزارش ساليانه ٢٠٠٨ گزارشگران بدون مرز
· جاوید احمد روزنامه‌نگار افغان پس از يازده ماه بازداشت خودسرانه و بدرفتاری از سوی ارتش امریکا، آزاد شد
· ایران همچنان بزرگترین برای روزنامه نگاران در خاورمیانه است
· وضعيت وخيم محمد حسن فلاحيه زاده ، روزنامه نگار زنداني
· نود روز بي خبري از سجاد رادمهر و نگهداري غيرقانوني امير مرداني در زندان


آرشیو موضوعی

· اجتماعی
· آسیب های اجتماعی
· روزنامه نگاری
· خود مونی
· هنری


لینکدونی

· توماج (وبلاگ عکس های من)
· زيرتيتر (وبلاگ گروهي گروهي از روزنامه نگاران)
· دیوارهای من (امیر کاظمی)
· حواری (هژیر پلاسچی)
· زنانه (الناز انصاری)
· اتوبوس من (کارگران)
· توحید (مهدی فخرزاده)
· خراب آباد (زهرا بیگدلی)
· اروند (محمد افراسیابی)
· فریبرز رئیس دانا
· سندیکای کارگران شرکت واحد
· بایرام (علی محمد بیانی)
· کوه (حسن نجاریان)
· حرکت بر مدار صفر درجه (سید مهرداد ترابی)
· زنگانلی (سعید متین پور)
· وب نویس (رامین سلطانی)
· فریاد سکوت (میترا خلعتبری)
· شبهاي روشن (مريم)
· ماه تلخ (تهمينه بهرامعليان)
· بوي كاغذ (مهدي جليل خاني)
· دانشجويي (رضا سلطاني)
· سر در نمي آورم (علي رضا بازرگان)
· مکتوبات (طلیعه اکبری)
· متافیزیک و حضور در دنیای مجازی (مهران مرتضایی)
· سازم را کوک می کنم (مهری جعفری)
· طبیعت ایران (مجید احمدی)
· آغاز با عشق (عاطفه دیباجی)
· گون (محمد رجبی)
· چهار ديواري (مازيار محمديون)
· دومان (رضا شعباني)
· اتاقي از آن خود (الهام اسرافيلي)
· صداي من (زهرا هاديلو)
· مرد نمكي (طنز)
· سکوت یخی (سمیه میناخانی)
· کانون نویسندگان آذربایجان (نیما آذری)
· روایت (بهنام همایونی)
· دوده
· آیسا (رضا عباسی)
· ایرانی آباد
· مهر و امید
· گروه کوهنوردی اورست زنجان
· هیات کوهنوردی استان زنجان
· شبگرد قلم به دست (سهیلا بهزادنیا)
· چپ نوشت (معصومه و سلمان)
· دیالوگ (قلیزاده)
· دلخوشی ها (فرهمند علی پور)


امکانات





ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM